عز الدين حسينى زنجانى
90
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
در مورد آيهء سوم ، اگر ديدار ممكن باشد لابد با ساير ديدنىها در مكان و جهت و كيفيت شبيه خواهد بود . خدا بزرگتر از آن است كه نظير و مثل داشته باشد . آيا خود محمد صلى الله عليه و آله نبود كه گفت بلى . فرمود : چگونه ممكن است روايتى به شخصى مانند محمد صلى الله عليه و آله نسبت داده شود كه به همهء خلق بفرمايد : من از طرف خدا فرستاده شده هستم و به امر خدا به سوى خدا دعوت مىكنم . آنگاه بگويد . خدا فرموده : « لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ ؛ لايُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً ؛ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ » و سپس خودش مدعى باشد كه من خدا را با چشم ديدهام و به او احاطه علمى پيدا كردهام و او به صورت انسان است ؟ و آنچه را كه خود از طرف خدا آورده باطل سازد ؟ آيا شرم و حيا نمىكنيد . زنديقيان روا نداشتند كه چنين تهمتى را به رسول اكرم صلى الله عليه و آله وارد سازند كه آن بزرگوار از طرف خدا پيامى آورد سپس خود ، آن را نقض كرد . ابوقرّه گفت : خدا فرموده : « وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى » ؛ بىترديد او را در موقعفرود آمدن ديد . خلاصهء بيان امام عليه السلام اين است : اين سه آيه مرتبط به هم بوده و ضمير « رآه » در دو آيهء پس از اين آيه آمده است . آيهء ديگر اين است « ما كَذَبَ الفُؤادُ ما رَأى . . . » ؛ قلب پيغمبر آنچه را با چشم ديد تكذيب نكرد سپس آنچه را ديده بود به روشنى خبر داد ، زيرا فرمود : « لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الكُبْرى » ؛ بىترديد نشانههاى بزرگ پروردگارش را ديد . پس مورد رؤيت در آيهء « لَقَد رَاه . . . » آيات الهى است نه خود ذات اقدس او . در حالى كه خدا فرمود « وَلايُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً . . . » ؛ نمىتوانند به او احاطهء علمى داشته باشند . ابوقره گفت : بنابراين ، روايات را تكذيب مىكنى ؟ امام فرمود : البته